سوم می را به وبلاگران هم وطن تبریک میگویم!
اما چند کلام افاضه....
1ـ سالهای اخیر سالهای نیکی برای رسانه های کشور و اهالی مطبوعات و ... بود. نمی دانم باید از کی تشکر کرد ولی فکر میکنم تعداد بیش از 300 نشریه چاپی و 10 رادیو و همین طور 10 تلویزیون خصوصی در افغانستان در حال فعالیت هستند و این یعنی این که ما جمع کثیری از کسانی را داریم که همیشه می نویسند یا می گویند یا به هر وسیله دیگر نظرات خودشان را پیرامون اوضاع وطن عزیزمان و دیگر نقاط جهان در معرض خوانش یا بینش و به تعبیر کلی تر درک و تفکر مخاطبین خود قرار می دهند.
این موضوع چیزی است که در بسیاری از کشورهای دیگر حتی نمی توان خواب آن را دید، اما کمیت ذکر شده نباید پیش چشم مان را بگیرد و دلمان خوش باشد بلکه باید دید آیا این رسانه ها که مثل قارچهای پرورشی با سرعت بر تعدادشان افزوده می شود، واقعا رسانه هستند و نه؟!
راستش اگر کسی از من نظر بخواهد من به سادگی در پاسخ میگویم نه!
اما چرا؟
دلیل من این است که رسانه ملاک هایی را باید در خود داشته باشد که به اصطلاح رسانه های موجود در کشور ما بسیاری از آن ها را ندارد.
به عنوان کلی ترین ملاک یک رسانه باید هدف و مرام مشخصی را داشته باشد که متاسفانه رسانه های افغانستان ندارند؛ حتما می پرسید چرا؟
باور کنید که حرف بیهوده ای نیست. فقط کافی است به مرور چند هفته نامه بپردازید و هدف و خط مشی آن ها بررسی کنید و یا به سراغ مسئولین آنها بروید تا ببینید چه میکنند و برای چه میکنند؟
من با چند تن از مسئولین رسانه ها گپ و گفتی داشته ام و به این نتیجه رسیده ام که هدف آنها از داشتن رسانه بیشتر قصد و غرض مادی و اقتصادی است تا انگیزه بیان اندیشه ها و نظراتشان.
اصلا بسیاری از مسئولین رسانه ها و روزنامه نگاران کشور ما بازده تفکر و اندیشه ای ندارند که بخواهند آن را بیان کنند و صد البته که "منافع ملی" که کرزی دیروز رسانه ها را پاسدار آن خواند و وظیفه حراست از آن را به عهده آنها دانست در خاطر آن ها گذر نمی کند.
در این بین واقعا باید برخی از رسانه ها را قابل قدر دانست که من به خاطر این که جانبداری نباشد به قول رسانه ای ها خود سانسوری می کنم و از ذکر نام آنها میپرهیزم.
از تخصص و این حرفها که اصلا خبری نیست. راستش گاهی اوقات فکر میکنم که افغانستان این همه خبرنگار و روزنامه نگار و ... را از کجا آورد ولی وقتی کمی دقیق میشوم می بینم که نباید به این موضوع فکر کنم چون بسیاری از خبرنگاران و روزنامه نگاران افغانستان کسانی هستند که چون کار دیگری نیافته اند از بیکاری به دامن یک رسانه پناه برده اند.
2ـ رسانه ها و ژورنالیستان افغانستان هر روز داد و فریاد به راه می اندازند که حقوق ما پایمال شده و آزادی بیان نداریم و هزار جور حرف و سخن دیگر ولی یکی نیست بگوید حق و تکلیف در برابر یکدیگر است و یک طرفه نمی توان ادعای حق کرد. شما تکلیف خود را انجام بدهید و در مقابل حقوق خود را بخواهید. وقتی یک روزنامه نگار یا خبرنگار هزار و یک رقم توهین و ناسزا را به یک مسئول دولتی روا می دارد و یا بدون توجه به منافع ملی و مسایل امنیتی هر چه گیرش آمد را به خورد ذهن پاک و صفای افغان ها می دهد، انتظار چه حقوقی را دارد؟
شاید انتظار این را دارد که همان مسئول حکومتی از او تشکر کند و یا امنیت ملی و حتی رییس جمهور به او مدال افتخار بدهند. واقعا برخی از رسانه های ما درک این را ندارند که طرح چه مسایلی به نفع کشور و مردم افغانستان است و چه مسائلی به زیان مردم است. حتی در مواردی برخی رسانه ها به خاطر اغراض سیاسی و خراب نمودن یک چهره سیاسی حاضر می شوند اسرار محرم را نیز افشا کنند!!!
3ـ دقت در کار رسانه های کشور ما وجود ندارد و بسیاری به خاطر امرار معاش و گرفتن مبلغی از آن یا این به نشر اخبار و گزارشات می پردازند و کاری هم ندارند که راست است یا دروغ!
یک نمونه این مسئله اختلاف دو خبر در دو سایت خبری معتبر است که دقیقا در روز آزادی بیان و رسانه ها (همین دیروز) رخ داده است.
موضوع از این قرار است که:
خبرگزاری روز در یک خبر اعلام کرد: محکمه علنی یک متهم قضیه اختلاس وزارت حج واوقاف برگزارنشد و علت موضوع را عدم حضور وکیل مدافع خوانده است و همین خبر در سایت فارسی بی بی سی به این شکل انعکاس یافته است که دادگاه مامور افغان به اتهام اختلاس برگزار شد و ماجرای ایراد اتهام و رد آن از طرف متهم را به صورت کامل آورده است.
حالا خودتان قضاوت کنید که با این تفاوت 180 درجه ای اوضاع در عرصه رسانه ها به شکلی است به هر صورت یا خبرگزاری روز یا سایت فارسی بی.بی.سی. وافعیت را وارونه جلوه داده است.
4ـ دولت به رسانه های کشور هیچ توجهی ندارد و این بی توجهی از دو جهت قابل بررسی است:
الف _ به اقتصاد رسانه ها توجهی نمی شود و برخی از علاقه مندان به کار رسانه و صاحب اندیشه به دلیل مشکلات مالی از این کار محروم می گردند و در عوض برخی از عزیزان با رفاقت بازی و امثال آن می توانند فندهای کلانی را به دست آورند و پولهای بی زبان را حیف و میل نمایند.
ب ـ به گفته ها و نوشته های رسانه ها توجهی نمی شود و گویی یاسین خواند در گوش خر است. به هر حال این هم به قسمی سرکوب کردن و مخالفت با آزادی بیان است. دولت به خیال خود همه را فریفته است و آزادی بیان را به حد اعلای آن برای رسانه ها فراهم ساخته است ولی در مقابل با عدم توجه به آن کاری کرده است که این آزادی بیان صرفا مصرف پول را در پی داشته باشد نه پاسخگویی مسئولان و تغییر مثبت در جامعه را...
گفتنی ها زیاد است ولی من باید بروم و شامم را بپزم
خدا حافظ همه شما!

در ابتدا پوزش می خواهم از این که بحث با آقای سید محمد رضا موسوی کار را به اینجا رساند که پاسخ ایشان را البته خیلی با عجله در این پست قرار دهم و در ادامه یک تشکر از ایشان که به نظرات یک دختر هموطن خویش توجه کرده و درصدد پاسخ دادن برآمده اند.